محمد مهريار
611
فرهنگ جامع نامها و آباديهاى كهن اصفهان ( فارسى )
در اين ديه با وجود نام كهن آن هيچ اثر قديمى به چشم نمىآيد . خودكفايى روستايى و اخلاق مستحكم كهن نيز در اين ديه و نواحى اطراف آن چشمگير نيست آنچه اين ديه را جالب توجه مىكند همه و همه در نامش خلاصه مىشود كه اينك به آن مىپردازيم . واژهشناسى : كروه نام قديمى است و اين را از روى خود واژه مىفهميم اگر واژهء كروه را تقطيع كنيم به دو جزء « كر + وه » مىرسيم جزء اول همان « كر » است كه گفتيم و ثابت كرديم كه مخفف « كهريز » و « كاريز » است و در امثلهء بسيارى چون « كرسنك » و « كرسگان » و « كرشگان » و غيره نمونهء آن را ديدهايم و مورد بحث قرار دادهايم اما جزء دوم « وه » صورت قديمتر « به » است . « به » معنى خوب و خوش و خرم و دو جزء روى هم به معناى « كهريز خوب » است و به اين صورت يعنى الحاق صفتى به آب چه مقدم بر آب باشد و چه مؤخر ( آبشيرين ، آبسنجد ، آبتلخان ) و تلخاب ، شوراب ، شورابه ، گلاب و غيره در نامگذارى ديهها رايج و شايع است و كروه يعنى خوشقنات ، آنجا كه قناتش خوش و خوب است نه فرو مىريزد و نه آبش كم مىشود . كرويه Kor ( r ) uye ( h ) كرويه ( كهرويه ) ديهى است بسيار معتبر و پرجمعيت در دهستان سميرم پايينتر از شهرستان قمشه . اين ديه بزرگ اتفاقا به كره نزديك است و داراى همان خصوصيات جامعهشناسى روستايى و احوال و كيفيات قومشناسى و جغرافيايى است كه در مورد كره ذكر آن آمده است . « 1 » در سال 1345 ( سال آمارى ما ) اين ديه 2061 نفر جمعيت داشته است « 2 » و چون آب هم كمتر تقليل يافته است بالطبع جمعيت آن هم در افزايش بوده است . واژهشناسى : كرويه مركب است از سه جزء « كر + ا + يه » . اما جزء اول « كر » ( صورت ديگرى از « كر » است كه با تشديد هم آن را مىآورند ) به معنى همان « قنات » و در اين مورد نظاير ديگرى هم داشتهايم كه ذكر آنها در جاى خود آمده است و اما جزء دوم « او » به معناى آب است و جزء سوم علامت نسبت و بنابراين كرويه درست به معناى آب قنات
--> ( 1 ) - ن . ك . به : عنوان كره در همين فرهنگ . ( 2 ) - نشريهء 289 م . آ . ا . ص 56 . در سال 1370 جمعيت كرويه به 3146 نفر رسيده است .